اعترافات سارق مسلحی که سفارشی کار می‌کرد؛ بزرگ‌ترین آرزویم مرگ است

سرکرده سابقه‌دار باند بزرگ دستبرد به مغازه‌های مشهد که به خاطر سرقت مسلحانه از منازل نیز تحت تعقیب بود، در بازجویی‌ها از زندگی پر فرازونشیب خود گفت و اعتراف کرد که از اول دزد نبوده و کارگاه تولید مایع ظرفشویی داشته است. این متهم که تاکنون راز سرقت از ده‌ها فروشگاه را در مناطق مختلف شهری فاش کرده، درباره دلایل سقوط خود، پشیمانی‌اش و توصیه‌هایش به مردم و جوانان سخن گفته است.

از کارگاه تولید مایع ظرفشویی تا تشکیل باند سرقت

محسن-الف، سارق ۳۶ ساله مشهدی، که بیشتر عمر خود را در جاده قدیم و منطقه بحرآباد زندگی کرده، در گفت‌وگو با پلیس از گذشته خود گفت. او که پدرش کارگر یک شرکت تولیدی کیک بود و سال‌ها با حقوق ازکارافتادگی پدر زندگی می‌کرد، ابتدا در جاده کلات-مشهد کارگاه تولید مایع ظرفشویی داشت و حتی به آمل هم رفت تا کارش را توسعه دهد. اما اولین سرقت را در سال ۹۳ و با پیشنهاد یکی از دوستانش به نام مرتضی انجام داد و پس از آن، راه خلافکاری را ادامه داد.

بزرگ‌ترین آرزویم مرگ است
بزرگ‌ترین آرزویم مرگ است

وی که ۲ بار به جرم سرقت از منازل دستگیر و یک بار به ۴ سال زندان محکوم شده بود، پس از آزادی، به شمال کشور رفت و با سلاح گرم از منازل طلا سرقت کرد و بازداشت شد، اما با وثیقه آزاد و فراری شد. سپس در مشهد باندی جدید برای دستبرد به مغازه‌ها تشکیل داد. این سارق که همسرش از او طلاق گرفته و اکنون با دختر ۱۰ ساله‌اش زندگی می‌کند، درباره علت طلاق گفت که بیشتر مشاجره و درگیری داشته‌اند.

سرقت‌های سفارشی و فروش کالاهای مسروقه

متهم اعتراف کرد که برخی از سرقت‌ها را با سفارش مالخران انجام می‌داده است. به گفته او، مالخران در شمال کشور سفارش کالاهایی مانند پی‌اس فور یا پی‌اس فایو می‌دادند و آنها هم در مشهد این کالاها را سرقت می‌کردند تا سریع‌تر به فروش برسانند. وی همچنین گفت که بیشتر به مراکز بازی‌های رایانه‌ای، قصابی، برنج‌فروشی، کالای خواب، کفش‌فروشی و لباس‌فروشی دستبرد می‌زدند و فروشگاه‌هایی را انتخاب می‌کردند که بریدن قفل یا تخریب کرکره آنها راحت‌تر باشد.

این سارق با اشاره به اینکه تاکنون بیش از ۳۰ شاکی به پلیس آگاهی مراجعه کرده‌اند، درباره علت تداوم خلافکاری پس از تحمل ۴ سال زندان، گفت که بعد از آزادی هیچ حمایتی نشده و وقتی برای دریافت وام اقدام کرده، تازه متوجه شده که هزاران نفر در نوبت هستند و پشتوانه مالی هم نداشته است.

پشیمانی، مرگ بزرگ‌ترین آرزو و توصیه به جوانان

متهم در پاسخ به این سوال که بزرگ‌ترین آرزویش چیست، گفت: «مرگ! دوست دارم به هر شکل ممکن خودم را از این زندگی فلاکت‌بار خلاص کنم. خسته شدم. خجالت می‌کشم به چشمان دخترم نگاه کنم. نمی‌خواهم دوباره برای ملاقات به زندان بیایند.»

وی همچنین درباره تاثیر این وضعیت بر دخترش گفت: «اگر کسی در مدرسه به دخترم بگوید پدرت یک دزد است، فکر می‌کنی چه حالی پیدا کند؟… نمی‌دانم، ولی زجر می‌کشد.»

این سارق که به ۱۵ سال زندان در شمال کشور محکوم شده، در پایان به جوانان توصیه کرد که «نه» گفتن را تمرین کنند و گفت: «وقتی در یک پاتوق یا دورهمی دوستانه پیشنهاد سرقت را می‌شنوند، یک بار غرورشان را زیر پا بگذارند و «نه» را با قدرت بگویند. فقط اینگونه می‌توانند آینده خود را تضمین کنند، در غیر این صورت تا پایان عمر دیگر زندگی نخواهند کرد!»

او همچنین به مردم توصیه کرد که دارایی‌هایشان را به رخ نکشند و مغازه‌داران نیز با قفل‌های محکم‌تر از اموال خود محافظت کنند تا سارقان به‌راحتی نتوانند به آنها دستبرد بزنند.

مجله اینترنتی ساتیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *